International Institute For Caspian Studies           

 

 

 

توجه ملي به خزر

حميد ضيايي پرور
دي ماه 1382


واقعيت آن است كه ما در درياي خزر منابع و ثروتهايي داريم كه تمام شدني و در حال استخراج از سوي ديگر كشورها است. اگر ايران به بهانه اينكه هزينه استخراج نفت در خزر چند دلار بيشتر از جنوب است، نفت را برداشت نكند، ديگران اين كار را انجام مي دهند و آيندگان قضاوت خوبي نسبت به ما نخواهند داشت. بنابراين به توجه فعاليتهاي اقتصادي در خزر و تقويت آن بايد به يكي از اولويتهاي ما تبديل شود و شما مطمئن باشيد، اگر ما در عمل بتوانيم، فعاليتهاي اقتصادي و بازرگاني و تجاري گسترده اي در حوزه خزر انجام دهيم، قطعا موضع ايران در مذاكرات فني و حقوقي نيز تقويت خواهد شد و اين همه جز با حمايت و توجه ملي به حوزه خزر و منافع ايران در آن ميسر نخواهد شد.
اين بخشي از سخنان مهدي صفري نماينده ويژه ايران در امور درياي خزر است كه به طور مستقيم به مسئله منابع انرژي خزر اشاره دارد.
اصلي ترين چالش در خزر، مسئله نفت و گاز است و مسائل ديگر همچون محيط زيست، شيلات، كشتيراني و مسائل نظامي، در درجه بعدي اهميت قرار دارد.
يكي از استدلالهاي ويكتور كاليوژني نماينده ويژه روسيه در درياي خزر راجع به مباحث رژيم حقوقي خزر بسيار شنيدني است. او مي گويد: كشورهاي تازه استقلال يافته حاشيه خزر به دليل نياز به توسعه اقتصادي و فقدان منابع پايدار توسعه، بيشتر مستحق بهره برداري از منابع انرژي خزر هستند و ايران با داشتن ذخاير غني در جنوب و خليج فارس نياز چنداني به منابع انرژي خزر ندارد.
اين استدلال بيش از آنكه حقوقي باشد، سياسي است در حالي كه مباحثي همچون تعيين حدود سرزميني در محدوده منافع ملي هر كشور قرار دارد و تخطي از آن از سوي هيچ كس پذيرفته نيست.
بخش عمده اي از انتقادات صاحب نظران و رسانه ها به وزارتخانه هاي نفت و امور خارجه، بر اين نكته متمركز بوده است كه چرا پس از تحولات سال 1991 كه منجر به فروپاشي شوروي و ايجاد همسايگان جديد در ساحل خزر شد، هيچ اقدام موثر و مثبتي در زمينه مطالعه، اكتشاف و بهره برداري از منابع انرژي خزر توسط ايران انجام نشده است، در حالي كه كشورهاي ديگر منابع نفتي خزر را حتي براي 2 دهه آينده پيش فروش كرده و با تشكيل كنسرسيومهاي متعدد بين المللي پاي كمپاني هاي نفتي را به خزر باز كردند، چرا ايران فقط نظاره گر بود و محكوم مي كرد از اين همه محكوم كردنها چه نفعي عايد ملت شده است؟
گفتند جنوب خزر عميق است و امكان حفاري در آن مشكل بوده است، اما در همين درياي عميق، سكوهاي حفاري نصب كرده و قرار است شهريور 83 از عمق 1000 متري خزر جنوبي نفت استخراج كنيم توجه كنيد: شهريور 83. آنهم نه با تكنولوژي ايراني، بلكه تكنولوژي اروپايي. خوب اين تكنولوژي كه از اول هم بود و همين شركتها 10 سال پيش براي همسايگان ما در ساحل خزر سكو نصب كرده بودند پس چرا ما اين كار را نكرديم. به نظر مي رسد مشكل بيش از آنكه فني و تكنولوژيكي بوده باشد، يك مشكل نگرشي و ديدگاهي بوده است خزر در سياست خارجي ايران موضوعي فراموش شده بود واقعيت اين است كه ما آنقدر در مسائل داخلي و خارجي، مسئله و مناقشه و چالش داشتيم كه نوبت به خزر نمي رسيد، بنابراين از سال 1991 تا سال 2001، 10 سال طول كشيد تا ما بفهميم كه بايد در امور خزر نماينده ويژه داشته باشيم، معلوم نيست چند سال طول خواهد كشيد تا ما به يك استراتژي منسجم و همه جانبه براي پيشبرد منافعمان در خزر دست يابيم. اما همينقدر مي توان گفت كه گامهاي اوليه را برداشته ايم، همينكه شروع به مطالعه و اكتشاف نفت در مناطق سرزميني خود در خزر كرده و منتظر تعيين رژيم حقوقي خزر نمانده ايم، اولين گام در مسير واقعيت گرايي است.
دومين گام اين است كه ايدئولوژيك فكر نكنيم، به ما چه كه سهم ديگران در خزر چقدر بايد باشد، ما بايد از سهم 20 درصدي خودمان در خزر دفاع كنيم. وكيل مدافع ديگران كه نيستيم، سهم روسيه ممكن است 15، 18 يا 22 درصد باشد، قزاقستان هم همينطور، آذربايجان يا تركمنستان هم همچنين، وظيفه ما كه اصلاح همه عالم و آدم نيست. اين را هم به درستي فهميديم لذا دومين گام واقع گرايي را برداشتيم و گفتيم كه ايران فقط از سهم 20 درصدي خود دفاع مي كند و كاري به سهم بقيه كشورها ندارد.
سومين گام پيوستن به پروسه مذاكرات 2و 3 جانبه است بله اجماع خيلي خوب است و مي توان ساعتها در فوايد سيستم مشاع، يا اجماع يا تقسيم 50-50 سخنراني كرد، اما واقعيتهاي منطقه چيست؟ كدام كشور به حرف ما تره خرد مي كند يا كرده است؟
مسائل ژئوپلتيك خزر در منطقه همجوار ايران و تركمنستان يك چيز است و در منطقه همجوار ايران و آذربايجان چيز ديگر، اگر ما بتوانيم با هر يك از اين دو كشور قرارداد دوجانبه يا سه جانبه اي ببنديم كه بيشترين سهم را عايد ايران كند، چه لزومي دارد كه روسيه و قزاقستان را هم در اين پروسه دخالت دهيم؟ برگزاري بيش از 12 دور مذاكره با آذريها و 8 دور مذاكره با تركمنها بر همين مبنا بوده است.
ممكن است همانطور كه برخي پيش بيني كرده اند تا رسيدن به رژيم حقوقي 5 جانبه مورد اجماع همه كشورهاي ساحلي خزر، 5 سال يا حتي 10 سال ديگر هم طول بكشد، تا آن موقع، ما چه بايد بكنيم؟
خزر علاوه بر نفت و گاز، ظرفيتهاي متعدد ديگري براي منافع اقتصادي دارد، شيلات و در راس آن خاويار، كشتيراني، توريسم و جهانگردي، سوآپ نفت، ترانزيت كالا و خدمات و مسائل محيط زيستي از اين جمله اند. ما در شروع كار هستيم. امضاي كنوانسيون 5 جانبه محيط زيست خزر در تهران گام بسيار مثبتي بود، در ساير زمينه ها اما هنوز عقب هستيم.
اگر ساختار اقتصادي خزر را به گونه اي برپا سازيم كه با منافع اقتصادي كشورهاي ساحلي آن درهم تنيده شود، تدوين يك رژيم حقوقي مورد قبول همه، كار ساده اي خواهد بود.
آقاي صفري درست مي گويد: خزر نياز به توجه ملي دارد.

منبع: http://ziaiy.persianblog.com