side1.gif (1480 bytes)

text.jpg (15986 bytes)
مبدا | در مورد اعضاء آدرساخبار جديد سمينار| ارتباطات | انتخاب زبان|مقالات 

side2.gif (1534 bytes)

داستان يك دريا
) عباس ملكي maleki@caspianstudies.com(

تصور آينده

فرض كنيد كه در يك ساختمان قديمي بجامانده از شوروي سابق كه با رنگ و لعاب جديد آن را براي مراسم امروز آماده كرده اند، پنج مرد بر روي صندلي هاي راحت با دسته هاي پهن لميده اند. در كنار هركدام يك صندلي جمع و جورتر وجود دارد كه بر روي آنها نيز كساني نشسته اند. همه گوشي يا هدفون بر گوش خود دارند، اما جلسه رسمي نيست. برخي از افراد با پيراهن آستين كوتاه هستند و تنها يك نفر با لباس بلند و دستار سياه بر سر در ميان آنهاست. يكي از كساني كه موي غير مشكي دارد، با مداد به ليوان خالي جلوي خود زده و همگان را متوجه خود مي كند و سپس مي گويد: "عاليجنابان، از اينكه دعوت مرا پذيرفتيد و به شهر تركمن باشي آمديد تشكر كرده و از طرف دولت و ملت تركمنستان به شما خوشامد مي گويم. همانطور كه مي دانيد مسئله درياي خزر ."

در كنار اين ساختمان و بدور از هياهوي اتوموبيل ها و محافظان و آژير پليس، زن تركمني در كنار خانه چوبي خود در حال خشك كردن گوشت هاي اوزن برون هايي است كه شوهرش از خزر صيد كرده و در بازار قاچاق كراسنوودسك خاويار آن را فروخته است. خانه را بجاي ديوار، چند رديف چوبي نامنظم و فرسوده از همسايه جدا مي كند. كمي بالاتر يك مرد تركمني در غروب آفتاب در حال جمع كردن نمك از نمكزارهايي است كه از چند روز قبل آب انداخته بود. و آنطرفتر در نزديك دريا، چند تاب بازي كودكان كه سالها قبل در ساحل بود و اكنون در ميان آبهاست، با امواج به جلو عقب مي رود. در دور دست موج هاي بلندي بر روي هم سوار مي شوند و چند قايق گشت از شهر كراسنوودسك ديروز و تركمن باشي امروز حفاظت مي كنند.

در سواحل ديگر درياي خزر هم زندگي جريان دارد. در ميانكاله مردان صياد به دريا رفته اند و در تنكابن چند نفر به انتظار گرفتن چوب هايي هستند كه در ولگا به آب ريخته شده اند. كناره انزلي تراكتوري در حال كشيدن تور ماهي است و در لنكران زني قايق شوهرش را آماده مي سازد. حجم عظيم فاضلاب باكو از ميان حوضچه هايي كه زماني محل تصفيه فاضلاب شهر بود، بي اعتنا به خزر مي پيوندد و در سومقايت، پسآب كارخانه شيميايي سولفور رنگ دريا را زرد مي كند. كمي پائينتر چاه هاي نيمه فعال كه عمر برخي از آنان به دوران آلفرد نوبل و 1905 مي رسد، همچنان نفت سياه را به خزر سرازير مي كنند. در دربند دو كودك سنگريزه ها را بر روي آب سر مي دهند و در مخاچ قلعه تله هاي انفجاري راه را بر بچه هاي تازه متولد شده اوزن برون كه از رودخانه ولگا آمده و مي خواهند به آب هاي عميق و سرد نزديك ايران بروند سد ميكنند. در كناره ولگا، كارخانه عظيم توليد اورانيوم، كف سبز خود را به داخل مصب مي فرستد و در شفچنكو، از دور دست آب داغ بازگشت نيروگاه تا ميان دريا به پيش مي رود. در آكتاو در كناره قبرستان، دكل هاي قديمي در غروب خورشيد همچون هيولايي به سطح آب سايه مي پراكنند و باز به كراسنودسك كه بازگرديم، رهبران كشورها در حال بحث بر روي مشكلات درياي خزر هستند.

 

مردمان ساحل

حدود 12 ميليون نفر كنار اين بزرگترين درياچه بسته جهان روزگار مي گذرانند. و بيش از نيمي از آنها در محدوده ساحل كوچك ايران پراكنده اند. آنها كه دور اين دريا را پيموده اند، مي دانند كه زيباترين ساحل آن همان بخش ايراني آن است. بقيه يا برهوت است و يا ساحل سنگي با ارتفاع و يا محل تجمع كارخانجات روسيه، آذربايجان و قزاقستان. شايد در جنوب باكو، آنجا كه رود كر به خزر مي ريزد، لنكراني ها مي گويند كه زيباست، البته آنان حتما تالش ما را نديده اند، مثلا نزديك هشتپر را كه كوه پر هيبت و جنگل سبز و دشت كم شيب با دريا به يكديگر مي آميزند.

هزاران سال مردمان در كنار اين دريا مي زيسته اند و از اين دريا ارتزاق مي كرده و از آن براي رفت و آمد استفاده مي نموده اند. مورخين مي گويند كه بسياري از تمدن ها از كناره اين دريا برخاست و همراه با مردمان به ديگر نقاط جهان كوچ كرد. از جمله به خاور ميانه، اروپا، ايران و اگر به بوداپست پايتخت مجارستان رفته باشي، اول از همه نام اين شهر تو را بخود مي خواند. يك طرف رودخانه دانوب بلند و پر ارتفاع كه به آن بودا مي گويند و طرف ديگر جلگه اي پست و وسيع كه بدان پست مي گويند. حالا اين پست همان پست است يا نه، احتمالا همين طور است. در ميدان بزرگ شهر 10 ستون است به نشانه 10 قبيله كه هويت مردم مجار را ساخته اند. هنگري نام لاتين مجارستان از هون گار يا 10 قبيله مي آيد و اين قبايل همه در كناره خزر مي زيسته اند.

 

حسرت از دست دادن

ايرانيان از گذشته با اين دريا خو گرفته اند. دركناره آن علاوه بر شكار موجودات زنده، كشتي ها ساخته اند و حتي نادر شاه از چوب جنگل كناره دريا ناوگان خود در خليج فارس را مجهز نمود. در دوره اول جنگ هاي ايران و روس منتهي به 1813 بخش هايي از قفقاز در اختيار روسيه قرار گرفت. در تركمانچاي، ژنرال پاسكويچ، فرمانده اردوي قفقازيه و رئيس قوه مجريه در درياي خزر و شاهزاده عباس ميرزا معاهده پايان دوره دوم جنگ هاي ايران و روس را در 22 فوريه 1828 امضا نمودند. يكصد سال مردمان جنوب خزر با حسرت به اين دريا و انحصار كشتيراني و داشتن كشتي جنگي و شيلات در دست روسها نگاه مي كردند. آنچه كه به نام ادبيات حسرت در بخش شمال غرب ايران شكل گرفته است، ناشي از چنان رفتار پرخشونت روسها در دوران از دست رفتن 17 شهر قفقاز بود. اينكه چرا مي گوئيم 17 شهر و نمي گوئيم كه مثلا 20 شهر را نمي دانم.

 

اميد بدست آوردن

تا اينكه توفان انقلاب در بخش اروپايي روسيه وزيدن گرفت و پتروگراد و مسكو و اوفا را فراگرفت. در اكتبر 1917، بلشويكها بر شهرهاي مهم روسيه مسلط شدند و جمهوري شوروي سوسياليستي روسيه را پي نهادند. آنان در روزهاي اوليه روش دوستانه تري را نسبت به مسلمانان و شرق در پيش گرفتند تا بتوانند روس هاي سفيد كه در مقابل آنها مقاومت مي نمودند را از سر راه بردارند. در چنين زمانه اي كه ترس از نيروهاي وفادار به تزار و همچنين منشويك ها در شوراي مركزي حزب فراگير بود، لنين و دوستانش به اين نتيجه رسيدند كه بهتر است راه نفوذ مخالفان خود از ايران را سد نمايند. در 8 اسفند 1299 (26 فوريه 1921) ميلادي، دولت جمهوري اتحادي اشتراكي شوروي روسيه به دو نفر نمايندگي داد تا با دولت ايران مذاكره و قراردادي را امضاء نمايند. ايندو، گئورگي چچرين، كميسر ملي امور خارجه و لئون كاراخان، قائم مقام كميسر ملي امور خارجه بودند و از ايران عليقلي خان مشاور الممالك كه شاهد اعتراف روسها در بازگشت "از سياست جابرانه اي كه دولتهاي مستعمراتي روسيه نسبت به ايران تعقيب مي نمودند و به اراده كارگران و دهقان هاي روسيه سرنگون شدند" باشد. در عهدنامه مودت، "طرفين معظمين متعاهدين رضايت دادند كه هر دو كشور بالسويه حق كشتي راني آزاد در زير بيرقهاي خود در بحز خزر را داشته باشند."

در گيرو دار اختلافات داخلي و چند روز قبل از اين قرارداد، وقوع كودتاي سوم اسفند رضاخان، كسي به فكر آن نبود كه ممكن است اين پيمان داراي نقاط مبهمي نيز باشد. اولين ابهامي كه باقي ماند، در مورد كشتي هاي غيرنظامي و ناوگان جنگي بود. در مورد خزر چون پيمان بصورت روشن فصل هشتم معاهده تركمانچاي كه تنها كشتي هاي جنگي روسيه را داراي "حق سير در بحر خزر از قديم الايام بالانفراد" دانسته را از درجه اعتبار ساقط كرده بود، بنابر اين از آن پس حقوق مربوط به كشتي راني غير نظامي و نظامي بالسويه در تحت پرچم هر يك از دو كشور شناسايي گرديد، اما رژيم ناظر بر حركت وسائط حمل و نقل كالا و مسافر از كشتيهاي جنگي جدا نشد. نوزده سال بعد نيز در قرارداد مربوط به بحرپيمايي و تجارت در درياي مازندران در 1940 بصورت روشن مجددا حقوق هر دو طرف معلوم و نام دريا، "درياي مشترك ايران و شوروي" نام گرفت.

نقطه مبهم ديگر، سكوت معاهده راجع به منابع بستر درياي خزر است. چيزي كه بعدها بخاطر آن نيروهاي بزرگ جهاني به خزر آمدند. منابع نفت و گاز خزر بزرگترين منابع كشف ناشده جهان در انتهاي قرن بيستم است. درحاليكه بر سر مقدار اين منابع نيز اختلاف است، اما نبايد از نظر دور داشت كه هرروزه با كشف جديدي از ساختارهاي نفت و گاز در اين دريا به اهميت آن افزوده مي گردد.

 

دوران سكوت

هفتاد سال اين دريا آرام و بي صدا در خود خفته بود. سياستمداران مستقل ايران از بازنگشتن نيروهاي ارتش سرخ به كشورشان در پس از پايان يافتن جنگ جهاني دوم و غائله حزب دمكرات در آذربايجان فهميدند كه اگر بتوانند تماميت ايران را حفظ نمايند، بزرگترين كار را كرده اند. بنابراين همت خود را بر بازگشت استانهاي آذربايجان به كشور نهادند و پس از آن طوري رفتار كردند كه نه تنها در خزر نفت و گازي موجود نيست بلكه صحبت راجع به نفت شمال هم كار خوبي نيست. اكنون و در بحث هاي گاه نفس گير، مسئولان جمهوري آذربايجان كه همگي مانند رئيس خود از كمونيست هاي دوآتشه و بدنبال ايرانستان كردن ايران در دوره هفتاد ساله بودند، عنوان مي دارند كه اگر ايران داراي حقوق مساوي با شوروي در اين دريا بود، پس چرا كشتي هاي ايراني از افق بالاتر نيامدند و سكوهاي حفاري ايران در خزر فعال نبودند. آنان تجاهل مي كنند كه اولا اگر كسي از حق خود استفاده نكرد، به معناي عدم وجود آن حق نيست. دوم آنكه سياستمداران ايران در آن دوره كار خوبي كردند كه ارزش خزر و منابع آن را در نگاه حريص استالين و اعضاي دفتر سياسي دوره هاي بعد پائين جلوه دادند. سوم آنكه اتفاقا در وقت خود از حقوق ايران در خزر هم استفاده شد. نمونه آن خريد و راه اندازي كشتي ميرزا كوچك خان در بعد از انقلاب اسلامي بود. اين كشتي از همان حقوقي براي سفر به بنادر شوروي برخوردار بود كه كشتي هاي روسي در بنادر ايراني داشتند و در اين اواخر و تا قبل از فروپاشي اتفاقا، سكوهاي حفاري ايران نيز راه اندازي شده بود.

در دهه دوم 1980 بود كه ديگر ناكارآمدي نظام برتر پرولتاريا بتدريج علني شد و معلوم گشت كه در هفتاد سال گذشته، اگر از داخل ديوار آهنين صدايي نمي آمد، نه بخاطر رضايت مردم از آن سيستم، بلكه تنها بخاطر كنترل بي همتاي مرزها بود و گرنه چه تعداد از تاتارها، چچن ها، آذري ها، قزاق ها و حتي روس ها كه دربدر نشدند و در گولاك ها و سيبري ها جان نباختند.

 

فوران آتشفشان

در سالهاي آخر دهه هشتاد، در نقاط مختلف بلوك شرق، نارضايتي مردم به بيرون ريخته مي شد. نهضت همبستگي در لهستان، استقلال خواهي جمهوري هاي بالتيك در درون شوروي، تحولات مجارستان، هجوم اتباع آلمان شرقي به چكسلواكي براي رفتن به آلمان غربي و از همه تندتر، روانه شدن مردم باكو و شهرهاي ديگر بسوي ارس براي رسيدن به سرزمين مادري در جنوب ارس دست آخر ديوار برلين را از جاكند و مرزهاي مستحكم شوروي در قفقاز را در نورديد.

تا آنكه در دسامبر 1991، ديگر حتي با چسب دوقلو هم نتوانستند كه بخش هاي مختلف اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي را كنار هم نگاه دارند و در اول 1992، 15 كشور بجاي يك كشور در صحنه روابط بين الملل زاده شد.

از همان ابتدا، درياي خزر اهميت خود را نشان داد. اين بزرگترين درياچه بسته جهان، اين متصل كننده جهان شرق و غرب به يكديگر، اين محل رشد ماهي با لذيذترين خاويار دريايي، اين مدفن بيشترين آلودگي ناشي از فعاليت بشر و نهايتا اين بستر نگاهدارنده حجم عظيم ذخائر نفت و گاز، اكنون با چالش هاي جديد و منحصر بفردي روبرو گشته بود. شش چالش بزرگ آن عبارت بود از چگونگي استفاده از منابع بستر دريا كه عمدتا منابع نفت و گاز تا كنون شناشسايي گشته اند، چگونگي استفاده از منابع موجودات زنده، مسئله حمل ونقل دريايي اعم از خطوط انتقال نفت و گاز و كشتيراني، محيط زيست دريا، وضعيت نظامي دريا و نهايتا رژيم حقوقي درياي خزر. صحبت از تمام بخش هاي خزر محتاج فرصتي موسع است.

 

وضعيت نظامي

روسيه بعنوان وارث اتحاد شوروي سابق داراي برتري بلامنازع در درياي خزر از لحاظ تجهيزات نظامي است. حدود يك صد ناو و ناوچه در بندر آستاراخان و ماخاچ قلعه وجود دارند. در 15 آوريل 1992 موافقتنامه اي در مورد تقسيم ناوگان جنگي اتحاد شوروي در درياي خزر مابين چهار جمهوري پيشين اتحاد شوروي منعقد گرديد. آذربايجان در جريان فروپاشي توانست هرآنچه كه مربوط به كشتي هاي حمل و نقل و حفاري نفت است را در بندر باكو از آن خود كند. باكو پايگاه دريايي مهم ناوگان شوروي بوده است. اخيرا يك ناو كوچك توسط تركيه به آذربايجان هديه شده كه اين ناو در حال ورود به درياي خزر است. با توافق روسيه به گذشتن اين ناو از مسير ولگا-دن مي توان فهميد كه اين ناو تهديدي عليه منافع روسيه نخواهد بود. آمريكا نيز دو قايق گشت زني تحويل آذربايجان داده است. قزاقستان در گذشته چند قايق گشت زني در آبهاي ساحلي خود بهمراه آموزش از آمريكا تحويل گرفته است. گارد ساحلي قزاقستان با 3000 نفر پرسنل و 5 عدد قايق گشتي سريع اكنون در نواحي سرشار از منابع نفت و گاز از جمله كاشغان در درياي خزر فعال است. ايران در گذشته داراي چند كشتي محدود در آبهاي درياي خزر بود. از جمله يك كشتي مسافربري بنام ميرزا كوچك خان كه از سال 1985 در مسير بنادر ايراني به باكو و آستاراخان فعاليت مي نمود. گرچه ايران نيز در جنوب درياي خزر داراي دو منطقه حفاظتي است كه بترتيب به نيروي دريايي ارتش و نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سپرده شده است، اما جاي انكار نيست كه ديگر كشورها در فاصله بعيدي از روسيه در توان دريايي در خزر هستند.

روسيه اين قدرت را بعضا به رخ ساير كشورهاي ساحلي مي كشاند. در جريان ديدار پوتين رئيس جمهور روسيه از باكو در دي ماه سال جاري پنج رزمناو روسي از بندر آستاراخان بسوي بندر باكو حركت كردند و در كناره اين بندر لنگر انداختند. تنها اگر به پيمان 1921 و قرارداد 1940 مابين ايران و شوروي پايبند باشيم، چنين حركتي مشروع است.

با توجه به تحولات ماه هاي اخير در تجهيز نظامي كشورهاي حاشيه درياي خزر و ارتباطاتي كه برخي از اين كشورها با قدرتهاي نظامي برقرار كرده اند، اين سئوال بوجود مي آيد كه چه نظام حقوقي به لحاظ امنيتي منافع ايران را در درياي خزر بهتر تامين مي كند؟ اين واقعيت را نيز بايد دريافت كه ايران بصورت كلي مايل به شركت در مسابقه تسليحاتي در خزر نيست، زيرا منابع ارزي محدود خود را مايل است كه به سرمايه گذاري در بخش هاي ديگر سوق دهد. اين مسئله با نگرش ايران در خليج فارس كه يكي از نمودهاي آن داشتن نيروي نظامي برتر نسبت به كشورهاي حاشيه خليج فارس است داراي تفاوت است.

 

نظرات كشورها

چهار كشور كناره ساحل خزر بجز ايران هركدام داراي نظرات مخصوص بخود در مورد رژيم حقوقي درياي خزر هستند.

الف-روسيه، معتقد است كه تا زماني كه كنوانسيون رژيم جديد حقوقي در درياي خزر به تصويب نرسيده، پيمان حسن همجواري مابين ايران و جمهوري شوروي سوسياليستي روسيه منعقده در 1921 و قرارداد مربوط به تجارت و بحر پيمايي منعقده در 1940 مابين ايران و اتحاد شوروي معتبر خواهند بود. همچنين روسيه معتقد است كه مي توان درعين حال كه منابع بستر دريا را بر اساس خط منصف و متساوي الفاصله از ساحل دو طرف ميان كشورها تقسيم نمود، رژيم حقوقي سطح آب مي تواند براساس مشاع، بصورت استفاده مشترك باشد. اين به معناي استفاده مشترك درياي خزر در بخش هاي ماهيگيري، حمل و نقل، محيط زيست و استفاده از فضاري ماوراء خزر است. روسيه عرض آب هاي ساحلي را 20مايل پيشنهاد نموده و معتقد است يك سازمان نظارتي ميتواند مسائل مربوط به اختلافات را حل و فصل نمايد.

ب-آذربايجان: اين كشور بدنبال تقسيم كامل دريا بر اساس خط منصف است. در اين صورت هركشور اختيار كامل آبهاي خود را خواهد داشت. مبناي تقسيم دريا برابر نظر آذربايجان بر اساس نقشه هاي مربوط به مرزهاي داخلي است كه در قبل از 1371 (1992) در جريان قرارداد ماهيگيري اتحاد شوروي انجام شده بود.

ج-قزاقستان: اين كشور داراي يك موافقتنامه در 17 خرداد 1376 (6 ژوئن 1998) درباره تحديد حدود مرزهاي آبي با روسيه است. در آخرين بيانيه رهبران روسيه و قزاقستان در 18 مهر 1379 (9 اكتبر 2000)، دو كشور به مبنا بودن توافقات 1921 و 1940 تا تعيين رژيم حقوقي جديد كه ميبايست با توافق هر 5 كشور باشد، اعتراف كردند. قزاقستان معتقد است كه بلحاظ طولاني بودن مذاكرات حقوقي مناسب است كه براي جلوگيري از انقراض نسل ماهيان تاسماهي اقدامات اكولوژيكي سريعتر صورت گيرد.

د-تركمنستان: اين كشور در 1376 (1997) قراردادي براي تقسيم دريا بر اساس خط ميانه با آذربايجان امضاء نمود. اما درعمل و بخصوص در مورد حوزه نفتي كاپاز با اين كشور دچار اختلاف گرديد. اين كشور پيشنهاد عرض 45 مايلي براي استفاده انحصاري كشورها و بقيه آب ها مشترك نموده است. پيشنهاد ديگر نيازاف تشكيل اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر است.

 

 

نگاه امنيتي به نظام حقوقي درياي خزر

تاكنون بلحاظ امنيتي چهار رويكرد براي تعيين رژيم حقوقي درياي خزر مورد توجه بوده است:

الف-غيرنظامي كردن درياي خزر از طريق اعمال برخي از مقررات و محدوديتها: در برخي از قراردادهاي مربوط به درياي خزر ، اين دريا بعنوان منطقه صلح آمده است. اما بايد توجه داشت كه منطقه صلح هيچ نوع تعهد حقوقي مشخصي براي كساني كه اين مسئله را توافق كرده اند، ايجاد نمي نمايد. تنها برداشتي كه از مفهوم منطقه صلح مي توان داشت اين است كه دولتها متعهد مي شوند كه از ابزارهاي نظامي براي تهديد يكديگر استفاده ننمايند.اما غير نظامي كردن دريا به معناي رضايت طرفين بر انتقال سلاح ها از منطقه مزبور به نقاط ديگر است. مسئله ديگر تعيين سقف مشخص براي سلاح هاي و يا پذيرش طرح منطقهه عاري از سلح هاي هسته اي و يا كشتار جمعي است.

ب-تاكيد بر نظام حقوقي موجود: تمسك به معاهدات 1921 و 1940 و مشترك دانستن اين دريا مابين كشورهاي ساحلي منافع اقتصادي ايران در درياي خزر را بيشتر تامين مي نمود. اما بايد توجه داشت كه مبتكر اين دو معاهده نيز شوروي بود و آزادي كامل كشتيراني بدون تفكيك ميان كشتي هاي نظامي و غير نظامي منافع امنيتي وسيعي براي شوروي و تهديدات عمده اي براي ايران داشته است. اين روش تنها از آنرو داراي حسن است كه ورود كشتي هاي كشورهاي ثالث و استفاده از اتباع كشورهاي بيگانه را ممنوع ساخته است.

ج-تمسك به مفاهيم حقوق درياها: كنوانسيون 1982 حقوق بين الملل درياها قابل تعميم به درياهاي بسته نيست. اما دولتها مي توانند از مفاهيم و تعاريف مورد استناد قرار گرفته در اين كنوانسيون استفاده نمايند. بطور مثال دولت قزاقستان بطور مكرر صراحتا به كنوانسيون 1982 در يادداشتها و موضعگيريهايش استناد كرده است. تركمنستان نيز خواهان چنين تسري مي باشد و روسيه نيز در برخي از موارد چنين نموده است. از جمله در مورد استفاده از منابع زنده درياي خزر كه براساس ماده 64 كنوانسيون 1982 ماهيهاي رودخانه پايه (آنادروموس) تنها توسط دولت صاحب مصب قابل صيد مي باشد. اوزن برون چون از چنين ماهي هايي است، روسيه بدان استناد ميكند. اين نحوه نگرش به درياي خزر، پيشنهاد مي كند كه درياي سرزميني براي هر يك از كشورهاي ساحلي به عرض 12 تا 20 مايل دريايي وجود داشته باشد. برخي از كشورها مانند تركمنستان تا 45 مايل نيز پيشنهاد كرده اند. دراين صورت فراتر از آبهاي سرزميني آبهاي آزاد خواهند بود كه براي همه كشتيهاي همه كشورها قابل تردد خواهد بود. اين روش براي ايران اثرات منفي خواهد داشت.

د-ايجاد مناطق دريايي ملي: اين روش كه توسط آذربايجان از ابتدا پي گيري مي شده است براي ايران در صورتيكه روش مشاع مورد قبول همه نباشد، نفع بيشتري خواهد داشت. بر اساس اين نظر دريا به مناطق ملي تقسيم خواهد شد و در اين مناطق بدون هيچ قيد و شرطي دولتها مي توانند حاكميت خود را اعمال كنند. براي ايران در اين روش مسئله اساسي وسعت منطقه ايست كه در اختيار اين كشور قرار خواهد گرفت.

 

سهم ايران از درياي خزر:

ايران بر اساس منافع ملي و سياست هاي متخذه، از ابتداي فروپاشي به رژيم حقوقي مشاع و يا استفاده مشترك از درياي خزر گرايش نشان مي داد. اما در جريان تغييرات در دولت و نگرش هاي مختلفي كه در مورد درياي خزر وجود داشت، نهايتا به تقسيم مساوي درياي خزر رضايت داد. در مورد تقسيم بهررو سهم و منافع ايران مي تواند متغير باشد. هر نوع رژيم حقوقي براي ايران داراي فرصتهاي متفاوت است:

الف:اگر دو سر مرزهاي زميني ايران در كناره درياي خزر را به هم وصل نمائيم، خطي پديد خواهد آمد كه بنام خط آستارا-حسينقلي معروف است. آب هاي زير اين خط 11 درصد از كل آبهاي خزر است. اين خط هيچگاه در زمان اتحاد شوروي براي فعاليت هاي ايران در خزر مطرح نبوده است، بلكه در فعاليت هاي مربوط به پرواز هواپيماها بر فراز خزر دو نقطه انتقال نگهداري هواپيما از فرودگاه هاي ايران به اتحاد شوروي بر روي اين خط قرار داشتند. همچنين در نقشه هاي داخلي اتحاد شوروي از تقسيم بندي درياي خزر براي فعاليت هاي نفت و گاز در ميان جمهوري هاي داخل اتحاد شوروي نيز از اين خط استفاده مي گرديد. اين نقشه ها اكنون مورد استناد آذربايجان براي تقسيم درياي خزر است. گرچه اين نكته صحيح است كه ايران در دروه اتحاد شوروي از اين خط بالاتر نرفته است، اما نبايد از نظر دور داشت كه براساس پيمان 1921 و قرارداد 1940، اين دريا، درياي مشترك ايران و شوروي ذكر گرديده است.

ب: روش ديگر براي تقسيم درياي خزر استفاده از خط ميانه با فواصل متساوي از ساحل است. در اين صورت هر كشوري كه داراي ساحل محدب با خزر است، سهم بيشتري را از آن خود كرده و كشورهاي با ساحل مقعر سهم كمتري را خواهند برد. قزاقستان و آذربايجان با ساحل محدب خود بترتيب 4/28% و 21% را خواهند داشت. روسيه 19%، تركمنستان18% و ايران 6/13% از آبهاي خزر را خواهند داشت.

ج: ايران در صورت تقسيم درياي خزر پيشنهاد كرده بود كه تقسيم بصورت مساوي انجام پذيرد. در اينصورت سهم بيست درصدي ايران داراي نقطه اي كانوني در خزر جنوبي خواهد بود كه بدان نقطه ميرزا كوچك خان مي گويند. اين بدان معني است كه از سهم قزاقستان و آذربايجان كم شده و به سهم ايران، تركمنستان و روسيه اضافه شود. حيدر عليف در اين مورد مي گويد:"هم اكنون مشكل، رسيدن به تفاهم با ايران است. دراين مورد من از پوتين خواسته ام در مورد يافتن راه حلي براي بن بست مربوط به نظام حقوقي درياي خزر، زبان مشتركي را با ايران بيابد. اعتقاد به داشتن سهم برابر از سطح و كف درياي خزر معقول نيست. زيرا در آنصورت سهم ايران به داخل سواحل آذربايجان و سهم آذربايجان به داخل سواحل روسيه و قزاقستان كشيده خواهد شد."

 

چند تحول جديد:

اما در روزهاي اخير چند اتفاق مهم در صحنه خزر افتاد:

الف-پوتين در روزهاي 11 و 12 ژانويه 2001 از باكو ديدن كرد. در اين سفر طبق بيانيه امضاء شده، آذربايجان از موضع غير قابل انعطاف خود پائين آمده و در برخي از نقاط بيانيه استفاده از سطح آب بصورت مشترك را تلويحا پذيرفته است. ناظران عقيده دارند كه تلطيف موضع آذربايجان در سفر پوتين به همكاري پوتين براي پشتيباني از فرزند عليف يعني الهام در منازعه احتمالي بر سر قدرت در پس از مرگ حيدر عليف باز مي گردد. البته نبايد از نظر دور داشت كه بيانيه مشترك دو كشور روسيه و آذربايجان داراي ابهاماتي است كه نشان مي دهد طرف آذري همچنان بر موضع خود بر تقسيم كامل دريا پاي فشرده است.

ب-ويكتوركالوژني نماينده ويژه رئيس جمهور روسيه در امور خزر نيز در سفر ديماه خود به تهران از توافق روسيه با كشورهاي ديگر سخن گفته بود. روسيه در استراتژي خود در درياي خزر تغييرات عمده داده است. روسيه بدنبال آن است كه در عين استفاده از مزاياي مربوط به رژيم مشترك در سطح آب كه علاوه بر امتيازات شيلاتي و حمل و نقل، فضاي وسيع آبي جهت ناوگان نظامي خود دارد، در بستر دريا از مزاياي مربوط به رژيم تقسيم سود برد.

ج-در روزهاي دوم و سوم اسفند ماه نيز جلسه كارشناسي مسائل خزر با شركت نمايندگان 5 كشور در تهران تشكيل گرديد. از روسيه كالوژني نماينده رئيس جمهور، از تركمنستان شيخ مرادف فرد قدرتمند اين كشور، از قزاقستان ابيكايف معاون وزير امور خارجه، از آذربايجان خلف خلف اوغلو معاون حقوقي وزارت امور خارجه و از ايران علي آهني معاون وزارت خارجه شركت كردند. اين جلسات كه مطابق توافق وزاري خارجه 5 كشور ساحلي در اجلاس عشق آباد در 1996 مي بايست در هر 6 ماه تشكيل گردد، مدت دو سال بود كه تشكيل نگرديده بود. در ابتداي جلسه وزير امور خارجه ايران طي نطقي تمايل دولت ايران به داشتن نظامي مبتني بر مالكيت دستجمعي را ابراز داشت. در اين جلسه دستور كار گروه كاري ويژه براي تدوين كنوانسيون حقوقي درياي خزرمطرح شده و نظرات كشورها ارائه گرديد. همچنين تنظيم بيانيه اجلاس سران كشورهاي حاشيه درياي خزر نيز مورد بحث قرار گرفته است. صفر مراد نيازف رئيس جمهور تركمنستان پيشنهاد نموده است كه با توجه به بن بست موجود در مباحثات مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر، مناسب است كه سران كشورها با يكديگر جلسه داشته و به مصالحه راجع به خزر برسند. وي ابتدا پيشنهاد نموده بود كه در 8 مارس (18) اسفند اين جلسه تشكيل گردد. اما ايران و روسيه با اين تاريخ مخالفت نمودند. نيازاف، پيشنهاد كرد كه جلسه در آخر فروردين 1380 تشكيل گردد.

 

كار مشكل ايران

به شهر كراسنوودسك باز مي گرديم. در همان ساختمان قديمي، روساي جمهور پنج كشور حاشيه درياي خزر باتفاق پنج وزير امور خارجه درحاليكه تركمنستان تمايل خود را مبني بر غير رسمي بودن و دوستانه و صميمي شدن نشست ابراز داشته است. در چنين جلسه اي آنها كه با پيراهن هاي آستين كوتاه آمده اند، قبلا با هم در سيستم آهنين همكار بوده اند و مي دانند كه رژيم حقوقي يكي از اجزاء مسئله مهمتري بنام دلارهاي نفتي است. اما كار آن يكي كه دستار سيادت بر سر دارد براستي مشكل است.

بالاي صفحه