International Institute For Caspian Studies           

 

 

 

ميانجيگري در مناقشه قره باغ عليا و نقش ايران

عباس ملكي

-مقدمه

 در منطقه قفقاز كه چهارراه اتصال اروپا به آسيا و خاورميانه است، يكي از طولاني ترين بحران ها همچنان به حيات خود ادامه مي دهد. با اينكه منازعه قديمي قره باغ كوهستاني كه در ادبيات فارسي بنام قره باغ عليا از آن ياد مي گردد، ريشه در سبوعيت و ايجاد نابرابري توسط روسها در پس از اشغال اين سرزمين در ميانه جنگ هاي دوره دوم ايران و روسيه منتهي به 1828 و قرارداد تركمانچاي دارد، اما تا آن زماني كه نشانه هاي فروريزي كمونيسم در دهه هشتاد ميلادي پيدا نشده بود، مردمان اين منطقه كم و بيش بصورت عادي با يكديگر زندگي مي كردند. در دوران اتحاد شوروي در چارچوب حل قطعي و يكباره مشكل قوميت ها بوسيله مبدع آن يعني استالين! در جنوب قفقاز نيز قره باغ 4800 كيلومتر مربعي  با 140 هزار جمعيت بصورت يك جمهوري خود مختار در داخل جمهوري شوروي آذربايجان ديده شد و بتدريج جمعيت مسلمان اين منطقه با ارامنه جايگزين شدند، هرچند كه همچنان تعداد ارمني هايي كه در نقاط ديگر جمهوري آذربايجان مانند باكو و سومقايت زندگي مي نمودند از قره باغ بيشتر بود.

از ابتداي 1988 به تدريج اختلاف مابين ارامنه و آذري ها در جنوب قفقاز هويدا شده و تعرض به ارامنه در شهرهاي آذربايجان با مقابله به مثل ارامنه در قره باغ همراه گرديد. ذهنيت كهن ارامنه در بي خانماني، قتل عام بوسيله عثماني در 1915، آثار مخرب زلزله بزرگ ارمنستان در 1988 بر ذهن و روان ارامنه، آرزوي دست يابي به ارمنستان بزرگ، شكل گيري يك شبكه قوي از مهاجران ارمني در كشورهاي ديگر (دياسپورا) و قدرت يافتن اين گروه در كشورهاي غربي و روسيه و نهايتا بروز وجوه راديكاليستي و چپ روانه در ميان نخبگان ارمني و تشكيل احزاب افراطي مانند داشناكسيون همه و همه باعث شكل گيري يك نيروي عظيم رواني-اجتماعي براي اشغال قره باغ-بقول آذري ها- و آزاد سازي قره باغ-بقول ارمنيها- در فاصله مابين 1992 تا 1994 گرديد. نيروهاي ارمني علاوه بر دراختيار گرفتن قره باغ در برابر خود چون مقاومتي را نديدند به ديگر مناطق جنوب جمهوري آذربايجان سرازير شده و اغدام، زنگلان، قبادلي، جبرئيل، كلبجر و فضولي را تصرف كرده و در نهايت آنگاه كه به رود ارس رسيده و در برابر خود تعداد معدودي از نيروهاي ايراني را ديدند، فهميدند كه پيشروي بيشتر ناممكن بوده و در مجموع به اشغال يك پنجم خاك جمهوري آذربايجان بسنده نمودند. در كل جنگ، در باكو دعواي قدرت مابين نيروهاي بجامانده از دوران كمونيسم بسركردگي اياز مطلب اوف و نيروهاي مخالف آنان بسركردگي ابوالفضل ايلچي بي جريان داشت و در جريان فتح مركز قره باغ يعني خان كندي و يا استپاناكرت، اين ايلچي بي بود كه به جوانان آذري در خط اول جبهه دستور داد كه به باكو بازگردند، چون او فكر مي كرد كه جبهه حقيقي در باكو است و او توانست با محاصره پارلمان، قدرت را از آن خود نمايد.

   نتيجه جنگ 35هزار نفر كشته و هشتصد هزار نفر بي خانمان و آواره در آذربايجان و پانصد هزار نفر مهاجر از جمهوري ارمنستان گرديد.

   بالاخره در 12 مه 1994 (22ارديبهشت1373) آتش بس برقرار شد. در حاليكه يك پنجم خاك آذربايجان در اشغال نيروهاي ارمني است، اكنون مدت هفت سال از آتش بس مابين نيروهاي آذري و ارمني مي گذرد. در هر دو طرف خط كنترل هزاران نيرو در حال آموزش و مانور در برابر نيروهاي طرف ديگر هستند. هرچند كه ارمنستان معتقد است كه در اين منازعه آذربايجان در برابر حكومت جمهوري ناگورنو قره باغ قراردارد، اما بخوبي مشخص است كه جنگ و مذاكره در بين باكو و ايروان بوده و هست و هيچ كشوري حتي ارمنستان حاضر به شناسايي جمهوري ناگورنو قره باغ نبوده است.

 

2-مذاكرات

   مذاكرات متعددي مابين مسئولان آذربايجان و ارمنستان در سالهاي پس از 1994 انجام شده است. 16 بار تا كنون دو رئيس جمهور با يكديگر مذاكره مستقيم داشته اند. مهمترين ميانجي مابين دو كشور در طول سالهاي منازعه، گروه موسوم به مينسك است. اين گروه برخاسته از ابتكار سازمان همكاري و امنيت اروپا[1] است كه داراي سه عضو اصلي بنام رياست اشتراكي[2] شامل نمايندگان روسيه، فرانسه و آمريكاست. شوراي امنيت ملل متحد پس از صدور چهار قطعنامه در سالهاي نخستين مناقشه باشناسايي گروه مينسك بعنوان ميانجي، ادامه كار حل مناقشه را به اين گروه سپرد. بغير از آن تاكنون ايران در فاصله سالهاي 93 تا 95، فرانسه در سالهاي 2000 و 2001 و آمريكا در سال 2001 ابتكاراتي براي صلح در اين منطقه داشته اند. دو رئيس جمهور در 1994 در بوداپست پايتخت مجارستان با يكديگر ملاقات نمودند. سپس در 1996 در ليسبون با ميانجيگري گروه مينسك، مذاكرات به شناسايي تماميت ارضي دو كشور، بالاترين حد خودمختاري براي منطقه قره باغ در داخل آذربايجان و تضمين امنيت براي قره باغ و مردم ارمني نشين آن خاتمه يافت، اما اين موارد در عمل محقق نگرديد. در 1997 مذاكرات ديگري با نظارت گروه مينسك براي عقب نشيني تمام نيروها، بازگشت پناهندگان و موضوع وضعيت سياسي و حقوقي قره باغ انجام گرديد  كه آنهم به نتيجه نرسيد. در نوامبر 1999 در حاشيه اجلاس سران كشورهاي عضو سازمان همكاري و امنيت اروپا در استانبول دو رهبر با يكديگر ملاقات نمودند. در آخرين دور مذاكرات در كي وست[3] در ايالت فلوريداي آمريكا در فاصله روزهاي 3 تا 7 آوريل سال 2001 (14 تا 18 فروردين 1380)، رابرت كوچاريان رئيس جمهور ارمنستان و حيدر عليف رئيس جمهور آذربايجان مذاكرات رو در رو تحت نظارت سه نماينده كشورهاي ياد شده را داشتند. در قبل از آن دو بار دو رئيس جمهور در پاريس به ابتكار ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه با يكديگر ملاقات نموده بودند. مذاكرات كي وست گرچه به نتيجه مشخص و يا قراردادي كه دو طرف ملزم به اجراي آن باشند نرسيد، اما بنظر ميرسد كه در اين دور از مذاكرات، دو طرف در مورد دستور جلسات آينده به توافق دست يافتند. مسئله مهم ديگر زمانبندي و ترتيب اقدامات است كه بنظر ميرسد در اين زمينه نيز پيشرفت هايي حاصل شده باشد. وزير امور خارجه ارمنستان واردان اسكانيان در مصاحبه اي اظهار داشت كه دو طرف هيچگاه مثل امروز تا اين مقدار به يك توافق حل وفصل اختلافات نزديك نبوده اند. دو رئيس جمهور توافق كردند كه دور بعدي مذاكرات در پانزدهم ژوئن 2001 (25 خرداد 1380) در شهر ژنو سويس تحت نظارت گروه مينسك دنبال شود. در اين دور از مذاكرات 4 روز براي ملاقات هاي متعدد در نظر گرفته شده است. فاصله زماني مابين جلسه فلوريدا و ژنو خود نشان دهنده آمادگي دو طرف براي ادامه مذاكرات است. هر دو كشور بدنبال آن هستند كه با استفاده از تمام ابزارهاي موجود و همچنين نفوذ خود در صحنه بين المللي و لابي اقليت هاي مربوط به خود در كشورهاي ديگر اين مذاكرات را بسود خود پيش برند. مقامات آمريكايي بدنبال چنين سناريويي هستند كه در صورتيكه مذاكرات در ژنو بخوبي پيش رود، در شهر جنوآ[4]  در ايتاليا در ماه ژوئيه (تيرماه) و در جريان ديدار رهبران گروه هشت، در برابر ديدگان روساي جمهور سه كشور دارنده رياست گروه مينسك يعني روسيه، فرانسه و آمريكا، عليف و كوچاريان قرارداد صلح را امضا نمايند.

 

3-پيشنهادات جديد

همانطور كه گفته شد تاكنون ملاقات هاي متعددي مابين دو رئيس جمهور دو كشور بوده است، اما هيچكدام به نتايج ملموسي دست نيافتند. اصولا زمينه مشترك مابين دو كشور كمتر بوده و به همين دليل رسيدن به اصول مشترك براي حل و فصل مخاصمه كاري مشكل است. علت اهميت مذاكرات كي وست در پيشنهادات جديدي است كه مطرح شده و همچنين موقعيت جديدي است كه در قفقاز جنوبي پيدا شده است. ميانجي گران بدنبال تهيه پيشنهاد جامعي براي صلح هستند كه علاوه بر نشان دادن مشكلات، نيازهاي دو طرف را نيز مد نظر قرار دهد. در اين ارتباط گفته مي شود كه رئيس جمهور آمريكا در ملاقات هاي مجزا با دو رئيس جمهور بدانان يادآور شده است كه اگر بحران خاتمه يابد، آمريكا مي تواند كمك هاي اقتصادي وسيعي را براي بازسازي در اختيار هر دو كشور قرار دهد. بنظر مي رسد چند موضوع مهم همچنان در دستور كار مذاكرات رهبران دو كشور قراردارد.

-         هويت قره باغ مهمترين موضوع در مذاكرات است. وضعيت حقوقي وسياسي قره باغ و اين كه آيا مستقل از آذربايجان بوده و يا بخشي از اين سرزمين شناخته شود، همچنان اصلي ترين سئوال است. در سال 1998 گروه مينسك پيشنهاد كرد كه به قره باغ وضعيت مشترك[5] داده شود. بدان معني كه مابقي خاك آذربايجان و قره باغ در يك كنفدراسيون مشتركي با يكديگر هستند، اما در حقيقت دو واحد سياسي مجزا از يكديگر كه هم عرض يكديگرند، مي باشند. ارمنستان اين پيشنهاد را پذيرفت، اما آذربايجان اين پيشنهاد را بدليل آنكه مانع اعاده تماميت ارضي آذربايجان بوده و به حالت فعلي قره باغ مشروعيت ميبخشيد رد كرد. اين بدان معنا بود كه قره باغ در تمام امور خود داراي خود- مختاري كامل است و در همان حال از طريق دالان لاچين با ارمنستان در تماس است.

-         ايجاد كريدورهاي قابل دسترسي هر كشور به منطقه مورد علاقه نيز از موضوعات مهم است. ارمنستان مايل است كه يك مسير قابل دسترسي به قره- باغ از طريق زمين داشته باشد. مناسبترين دالان، مسير لاچين است كه ارامنه بر نگهداري آن فارغ از وضعيت قره باغ اصرار دارند. از طرف ديگر موقعيت جغرافيايي آذربايجان بصورتي است كه بدون عبور از ارمنستان و يا ايران دسترسي به نخجوان كه بصورت جمهوري خودمختار بخشي از خاك آذربايجان است، ممكن نيست. بدين ترتيب يكي از موضوعات ديگر دالان لاچين بصورت مستقل و يا معاوضه كريدور لاچين با يك كريدور ديگر كه مطابق نقشه خاك آذربايجان را به نخجوان وصل نموده و مرز مشترك ارمنستان و ايران را از بين مي برد، مي باشد. اين موضوع از طرف حيدر عليف با مقامات ايراني نيز درميان گذارده شده است. سياستمداران ارمني اين پيشنهاد را نوعي انتحار براي ارمنستان مي دانند. در عين حال در آذربايجان نيز تمامي گروه هاي مخالف دولت در تظاهرات متعدد و از جمله راه پيمايي 21 آوريل سال جاري (اول ارديبهشت 1380) كه براي آزادي زندانيان سياسي برپاشده بود،  با اين طرح مخالفت كردند. تحويل دالان آذربايجان- نخجوان در برابر خودمختاري كامل قره باغ طرحي است كه بنام "معاوضه زمين[6]" ناميده مي شود و اولين بار در سال 1992 توسط پل گوبل[7] مطرح و بنام طرح گوبل شناخته مي شود.

-         آوارگان آذري به شش منطقه از هفت منطقه بيرون از قره باغ و واقع در سرزمين آذربايجان بسرعت باز خواهند گشت. اما آوارگان آذري به لاچين و قره باغ بزودي برنخواهند گشت.

-         يك نيروي متشكل از سربازان محافظ صلح و امنيت از كشورهاي مختلف به اعمال قرارداد صلح نظارت خواهند نمود.

 

4-قره باغ و قدرت هاي بزرگ:

در مسائل قفقاز جنوبي علاوه بر كشورهاي منطقه قفقاز بازيگران ديگري نيز وجود دارند كه در امنيت، ثبات و آينده اين منطقه تاثيرگذار مي باشند كه عبارتند از اتحاديه اروپا، آمريكا، روسيه، تركيه و ايران.

-اروپا در نگاه خود قفقاز را يا بخشي از اروپا و يا همسايه بلافصل اروپا مي داند. به همين دليل از ابتداي فروپاشي اتحاد شوروي كشورهاي اروپايي بدنبال جذب كشورهاي قفقاز در ميان خود بوده اند. پروژه هاي متعددي توسط اروپا در قفقاز و آسياي مركزي در حال انجام است. از جمله پروژه معروف به تراسكا[8] كه كريدور مابين اروپا و آسيا و راه هاي بهتر دستيابي اين دو قاره به يكديگر را تعريف مي نمايد. پروژه ديگر موسوم به اينوگيت[9] مربوط به روانسازي انتقال انرژي از منطقه به اروپا را در بر مي گيرد. همچنين مجموعه كمك هاي اروپا در امور آموزش, آموزش فني-حرفه اي نيز در پروژه تاسيس[10] جمع آوري شده است.  با اين ديدگاه در ژوئن 2000 (خرداد 1379), كشورهاي اروپايي تلاش نمودند تا توانستند دو كشور ارمنستان و آذربايجان را به عضويت شوراي اروپا[11] درآورند. در قبل از آن نيز اتحاديه اروپا قرارداد مشاركت و همكاري[12] را در جهت دخالت دادن هر چه بيشتر پارلمان هاي كشورها با تك تك كشورهاي قفقاز و آسياي مركزي امضا نمود كه از اول ژوئيه 1999 (تير 1378) به اجرا درآمد. بصورت كلي هرگونه بي ثباتي در قفقاز بنظر اروپائيان بصورت مستقيم بر امنيت اروپا تاثير مي گذارد. وزير خارجه سوئد بعنوان رئيس ادواري اتحاديه اروپا همراه با خاوير سولانا نماينده عالي اتحاديه در امور امنيتي و سياست خارجي وكريس پاتن كميسر امور خارجي اتحاديه اروپا در اواسط فوريه سال جاري (بهمن 1379) از منطقه قره باغ ديدن كردند. در ديدار يوشكا فيشر وزير خارجه آلمان از جمهوري آذربايجان در 21 مه 2001 (31 ارديبهشت 1380) او بصراحت از دمكراسي واصلاحات اقتصادي بعنوان پيش شرط هايي براي امنيت و ثبات در منطقه نام برد. اروپائيان خود معتقدند كه در جمهوري آذربايجان چيزي بنام مشاركت مردم و يا دخالت احزاب در ساخت قدرت وجود نداشته و عليف با بكارگيري ابزارهاي تاريخي خود مانند استفاده از سيستم اطلاعاتي و امنيتي قوي تمامي مخالفان را سركوب نموده است. از طرف ديگر فساد و رشوه خواري در بخش هاي مربوط به نفت و گاز، خريد تجهيزات نظامي و مسائل مربوط به محيط زيست بيداد كرده و به همين دليل بانك آلمان در گزارش خود آذربايجان را چهارمين كشور فاسد دنيا شناخته است. نماينده فرانسه در گروه مينسك، فيليپ دوسورمن[13]  نيز منافع اروپا در حل اين اختلاف را پي گيري مي نمايد.

-از سوي ديگر آمريكا در رقابت با روسيه و اروپا مايل است كه نفوذ دائمي و قطعي در حوزه قفقاز داشته باشد. اين موضوع به دو سياست كلان آمريكا بر ميگردد. اول سياست نفوذ در نقاط اصلي جهان براي حفظ منافع ملي آمريكا كه گسترش ناتو به شرق را نيز توجيه مي نمايد. دو كشور آذربايجان وارمنستان عضو پروژه مشاركت براي صلح[14] در ناتو هستند و هر دو خواستار عضويت در ناتو مي باشند. دوم سياست هاي انرژي جمهوريخواهان آمريكا بدين سو تمايل دارد كه براي فائق آمدن به بحران زودرس و قطعي انرژي در آمريكا كه ناشي از بحراني بودن مقدار توليد نفت خام, كمي ظرفيت پالايشگاه ها و كمبود عرضه و افزايش مداوم تقاضاست, در دو بخش داخلي و بين- المللي بايد تمهيداتي انديشيده شود. در بخش داخلي دولت بوش مجددا اجازه توليد نفت از نقاط حفاظت شده مانند سواحل آلاسكا را صادر نموده است. و در بخش بين- المللي علاوه برنگاه داشتن قيمت نفت در بالاتر از بيست دلار بدنبال راهي جهت استفاده از منابع متنوع نفتي است. يكي از آنها بررسي مجدد تحريم عليه سه توليد كننده عمده نفت يعني ايران, عراق و ليبي است. ديگري روآوردن به نقاط جديد مانند درياي خزر بجاي اتكاي صرف به خليج فارس است. اما در مورد ايران, آمريكا شديدا با حضور ايران در خزر مخالف است و اين را تسلط كشوري بر دو منطقه بزرگ نفتي جهان مي داند كه از رفتار او در آينده مطمئن نيست. بهررو خطوط انتقال انرژي از درياي خزر همچنان مهمترين دغدغه شركت هاي نفتي و كشورهايي مانند آمريكاست. در چنين موقعيتي, كه نفت وگاز خزر مي بايد هرچه زودتر به بازارهاي غرب رسانده شود و از طرف ديگر آمريكا مايل است كه روسيه و ايران در اين بازار انتقال جايي نداشته باشند, وجود بحران قره باغ عامل بازدارنده ديگري است كه علاوه بر ناامن نمودن كل منطقه براي سرمايه گذاري هاي كلان, هزينه انتقال نفت و گاز را نيز تا حد زيادي افزايش مي دهد. گفته مي شود كه در صورت وجود ثبات در منطقه صدور انرژي با قيمت هاي پائين تر ممكن است و هزينه سه ميليارد دلاري ساخت خط لوله باكو-تفليس-جيهان يك سوم كاهش مي يابد. كاري كاوانا[15]نماينده ويژه رئيس جمهور آمريكا كه بعنوان يكي از روساي گروه مينسك دور جديد فعاليت هاي مربوط به حل و فصل بحران قره باغ را پي گيري مي نمايد، خوشبين است كه اين بار بتواند به نتايج معيني دست يابد. او با صرف بودجه اي هنگفت تا كنون توانسته است در هر دو كشور، گروه هاي غير دولتي طرفدار صلح را تجهيز نموده و از اين طريق فشار بر دو حكومت كه هركدام به نوعي نماينده اكثريت مردم هر كشور نيستند را افزايش دهد.

-روسيه از گذشته در قفقاز داراي نفوذ منحصر بفرد بوده است. در كشورهاي گرجستان، آذربايجان و ارمنستان روسيه داراي بستر عظيمي از نيروي انساني و نهادهاي اجتماعي است. در حاليكه از گذشته شوروي در هر دو منطقه آذربايجان، ارمنستان و بخصوص منطقه قره باغ داراي پايگاه نظامي بود، پس از فروپاشي اتحاد شوروي، روسيه همچنان پايگاه هاي خود را در ارمنستان حفظ نمود. پايگاه نظامي 102 ارتش روسيه همچنان در ارمنستان مشغول فعاليت است. از اول ماه مه (11 ارديبهشت 1380) مطابق قرارداد جديدي، تركيبي از نيروهاي ارمني و روسي مسئوليت دفاع از مرزهاي جنوبي كشورهاي عضو موافقت نامه امنيت دستجمعي[16] را دارا مي باشند. كشورهاي روسيه، روسيه سفيد، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ارمنستان عضو اين توافق مي باشند. رئيس ستاد مشترك ارتش ارمنستان اين دفاع را در برابر تجاوزات احتمالي تركيه و آذربايجان ذكر كرده است. از همين تاريخ، جنگنده هاي ميگ 23 با جنگنده هاي ميگ 29 جايگزين شده و در كنار مرز ارمنستان با تركيه در منطقه قمري موشك هاي زمين به هواي S-300 نصب گرديدند. اين همان خط حائل مابين نيروهاي ناتو و پيمان ورشو در سابق بوده است. در 4 مه سالجاري (14 ارديبهشت 1380) در برابر چشمان ژنرال آناتولي كورنوكوف[17]، فرمانده نيروي هوايي روسيه و سرژ سركيسيان[18]، وزير دفاع ارمنستان ميگ هاي 29 روسي و سوخوهاي 25 ارمني در امتداد مرز تركيه عمليات اكتشافي انجام دادند. از ابتداي درگيري قره باغ روسيه نقش منحصر بفرد را دارا بوده است. برخي از ميانجيگران اظهار مي دارند كه در دوره جنگ هرگاه كه وضعيت كمي آرام مي گرديد و فرصت مذاكره فراهم مي آمد، از پادگان هاي متعلق به روسيه توپ و يا موشكي به هر دو طرف شليك مي گرديد و مجددا موقعيت را به تشنج مي كشيد. ولاديمير كازميرف[19]  مذاكره كننده روسي در طول درگيري معتقد است كه در دو كشور نيروهايي وجود دارند كه بهترين موقعيت براي آنان همين وضعيت حاضر است. او مدعي است كه روسيه 6 بار توانست كه در سالهاي 93 و 94 آتش بس در ميان طرفين برقرار نمايد و اين نشاندهنده قصد روسيه براي رسيدن به آرامش در منطقه بوده است. ميانجيگر روسي در گروه مينسك اكنون نيكلاي گريبكوف[20] از قول پوتين مي گويد كه روسيه از حالت نه جنگ و نه صلح در جنوب قفقاز متضرر مي گردد. روسيه در پس از رياست پوتين، روابط جديدي را با آذربايجان تعريف نموده، در حاليكه روابط استراتژيك خود با ارمنستان را نيز حفظ نموده است. در ژانويه سال جاري (دي 1379)، پوتين از باكو ديدار و در قبال نرمش باكو در برخي از تعاريف مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر و تحويل دادن دو مبارز چچني، روسيه نيز جانشيني الهام عليف را مورد توجه قرار داده و برخي از سلاح هاي رايج در ارتش آذربايجان را مجددا قرار شد كه بفروش رساند. ولاديمير روشايلو[21]، دبير شوراي عالي امنيت ملي روسيه باتفاق گريبكوف در 14 مه سالجاري (24 ارديبهشت 1380) با حيدر عليف مسئله قره باغ را مورد بحث قرار دادند. در 25 مه سالجاري (4 خرداد 1380) نيز ولاديمير پوتين در مجمع برخي از كشورهاي مشترك المنافع براي تدوين يك سياست امنيتي در قبال تهديدات اسلام گرايان آسياي مركزي و قفقاز در ايروان شركت و سپس با كوچاريان مذاكره نمود. در ايروان برخي از حركات جديد روسيه از جمله ديالوگ جديد با آذربايجان با حساسيت دنبال شده است. ارمنستان بناگاه با درخواست روسيه براي بازپرداخت بدهي هاي گذشته كه حدود 140 ميليون دلار است روبرو شد و آن را در زمان نامناسبي يافت.

-تركيه در قفقاز ادعا دارد كه داراي منافع حياتي است. ليكن اقدامات يك جانبه اين كشور در چارچوب روابط تركيه-آذربايجان و يا بر مبناي همكاري هاي ميان كشورهاي حاشيه درياي سياه و يا در مقياسي وسيعتر همكاري هاي ميان كشورهاي ترك زبان كه همگي ارمنستان را ناديده گرفته و تاكيد بر روابط باكو-آنكاراست، باعث گرديده است كه نقش تركيه در ميانجيگري مابين آذربايجان و ارمنستان بسيار كم ارزيابي گردد. دو كشور ارمنستان و تركيه داراي روابط ديپلماتيك نبوده و مرزهاي دو كشور همچنان بسته است. تلاش هاي اخير ارامنه براي مسئول قلمداد نمودن حكومت عثماني در كشتار دستجمعي ارامنه در 1915 و تصويب اين موضوع در برخي از پارلمانهاي كشورهاي غربي مانند فرانسه، تركيه را هر چه بيشتر نسبت به نفوذ ارامنه در ميان جوامع ديگر خشمگين نموده است. در عين حال اين به معناي عدم حساسيت تركيه نسبت به روند صلح قره باغ نيست. در آخرين تحول در 13 مه سالجاري (23 ارديبهشت 1380) آلپوغان مدير كل وزارت امور خارجه تركيه به باكو رفته و با اينكه در باكو تعطيلات روز يكشنبه بود، حيدر عليف او را پذيرفته و پس از يكساعت، جلسه را دو نفره ادامه دادند. اكثر صاحبنظران اين ملاقات را در چارچوب تحولات مربوط به قره باغ دانستند. تركيه از سويي نگران بيشتر شدن نفوذ روسيه در قفقاز است كه با كريدور لاچين كمربند امنيتي روسيه تامين مي گردد و از سويي ديگر هرگونه كريدور مابين نخجوان و آذربايجان مستقيما بر منافع تركيه تاثير مثبت داشته و به نوعي كل كشورهاي ترك زبان قفقاز و آسياي مركزي را به تركيه وصل مي نمايد. ارمنستان همچنين از همگرايي هاي نظامي مابين گرجستان و تركيه نيز سخت شوكه شده است. وزير خارجه ارمنستان به صراحت از تشويش ايروان راجع به يك اتحاد نظامي مابين سه كشور تركيه، گرجستان و آذربايجان كه مي تواند ارمنستان را كاملا منزوي نمايد سخن گفته است. از طرف ديگر نبايد از ياد برد در صورت تعديل سياست خارجي تركيه در منطقه، ارمنستان آمادگي كامل براي تجديد روابط و مفاهمه با تركيه را داراست. 

-ايران از قبل از فروپاشي اتحاد شوروي اقدام به ايجاد روابط با جمهوري هاي  داخل اتحاد شوروي خصوصا آنانكه با ايران داراي مرز مشترك بودند، نمود. در 1989 (1368) علي اكبر ولايتي وزير امور خارجه ايران و ادوارد شوارد نادزه وزير امور خارجه اتحاد شوروي توافق نمودند كه اتباع دو كشور در كناره مرز تا 45 مايل مي توانند بدون اخذ ويزا و تنها با برگه هاي صادره از طرف فرمانداري هاي محلي به كشور ديگر تردد نمايند. اين توافق باعث روشن شدن واقعيت ها براي آندسته از مردم قفقاز گرديد كه سالها فكر مي كردند كه كشور شوروي ثروتمند ترين كشور دنياست و آنان مرفه ترين زندگي را دارند. مواضع دولت جمهوري اسلامي ايران با توجه به جمعيت عظيم آذري كه در ايران زندگي مي نمايند و همچنين اقليت ارمني همواره از بيشترين حساسيت مابين مردم جمهوري آذربايجان و جمهوري ارمنستان برخوردار بوده است. وضعيت آذري ها و ارمني ها در ايران يكي از نشانه هاي صحت راه دولت ايران در جريان سالها منازعه قره باغ بوده است. درحاليكه در آنسوي ارس با هر بهانه كوچكي اختلاف و نزاع بين دو طرف به شديدترين وجه روي مي داد، در اين سوي ارس در شهرها و حتي روستاهاي كوچك خانواده هاي آذري و ارمني در صلح و آرامش در كنار يكديگر زندگي مي نمايند. در ابتدا و در جريان جنگ، ايران چندين بار براي ميانجي گري تلاش نمود، اما در آن موقع بنظر مي رسيد كه روسيه حضور ايران در جريان ميانجي گري را مخالف منافع خود دانسته و نهايتا ارتباط ايران با گروه مينسك قطع گرديد. از 1994 (1373) تا كنون ايران سعي نموده است كه با داشتن ارتباط معقول با دو طرف منازعه در عين حال كه به پناهندگان آذري كمك مي نمايد و جريان ترانزيت كالا مابين نخجوان و آذربايجان را تسهيل مي نمايد، از طرف ديگر از محاصره و قطع كامل ارتباطات ارمنستان با جهان خارج جلوگيري نموده و دروازه مقري واقع در مرزهاي مابين دو كشور را همچنان باز نگهدارد. از سوي ديگر عليرغم تمامي سياست هاي دولت آذربايجان براي اخلال در ثبات و وفاق ملي ايران از طريق عنوان نمودن آذربايجان واحد و... كه در دفتر رئيس جمهور آذربايجان بخش ويژه اي براي تعقيب چنين سياست هايي وجود دارد، جمهوري اسلامي ايران توانسته است كه حجم تجارت خود با آذربايجان را افزايش داده و بخش خصوصي را در آذربايجان فعال نمايد. البته خطوط واگرا در روابط ايران و آذربايجان نيز مشاهده مي گردد. حيدر عليف در صدد است كه از اكنون مسئله جانشين خود را حل نموده و فرزند خود الهام را براي اين كار در نظر گرفته است. يكي از معارضين اين جريان ماهر جواداف است كه اكنون در تهران زندگي مي نمايد. برادر او روشن جواداف نشان داد كه مي تواند يك تهديد بالفعل براي حاكميت فردي حيدر عليف بر مصادر امور جمهوري آذربايجان باشد. عليف براي غلبه بر اين تهديد از هيچ اقدامي فروگذار نكرده است. از دستگيري سران حزب اسلام تا عدم انجام سفري كه او بيش از يكسال است كه گفته است به تهران خواهد آمد. خط لوله گاز پيشنهادي براي ارسال گاز به ارمنستان از طريق شبكه خطوط گاز ايران يكي از نشانه هاي روابط ايران و ارمنستان است. اين خط لوله كه 120 كيلومتر تا اولين خط لوله گاز ارمنستان فاصله دارد با صرف هزينه اي بالغ بر 120 ميليون دلار كه اكثر آن نيز به نرخ جاري دو كشور است، گاز را با ارمنستان رسانده و در فاز دوم مي تواند به اوكراين و سپس به اروپا راه يابد. ساخت يك سد در كنار پل مقري با اشتراك ارمنستان و ساخت سدي ديگر در خداآفرين با اشتراك آذربايجان از برنامه هاي ايران است.

در ميان مواردي كه از جلسات كي وست فلوريدا بدست آمده، آن است كه گروه مينسك تصويب نموده است كه از ايران نيز دعوت شود تا به گروه مينسك براي حل و فصل منازعه قره باغ بپيوندد. ميانجي فرانسوي گروه مينسك دوسورمن ماموريت يافت تا اين دعوت را به تهران بياورد. وي كه قبلا سفير فرانسه در تهران بوده است در هفته آخر ارديبهشت 1380 به تهران آمد. از مقامات ارشد وزارت امور خارجه فردي حاضر نشد كه وي را ملاقات واو تنها با مدير كل امور كشورهاي مشترك المنافع ملاقات كرد. مسئول ايراني در برابر دعوت گروه مينسك به ميانجيگري ايران با سردي برخورد كرده و از دعوت گروه مينسك براي تشكيل جلسه اي در آلمان و يا انگلستان بدليل نزديكي انتخابات ايران طفره رفته است. موقعيت ايران در ميان دو كشور منحصر بفرد است. ايران از ابتدا تجاوز ارمنستان به خاك آذربايجان را محكوم كرده و ادامه آن را اشغال سرزمين به زور دانسته است. از طرف ديگر كوچاريان در پارلمان ارمنستان با ابراز خوشحالي از حضور مجدد ايران در ميانجيگري به ايران خوشامد گفت.

 

5-نتيجه گيري       

1.         گفته مي شود كه احتمال توافق بر صدور يك بيانيه مشترك مابين دوكشور در جريان مذاكرات آينده ژنو زياد است. نماينده آمريكا در گروه مينسك عقيده دارد كه توافقات خوبي در فلوريدا بدست آمده است كه تنها مي بايد آنها نوشته شوند.  اين موضوع درمصاحبه آركادي قوكاسيان رئيس جمهور خودخوانده منطقه قره باغ در 11 مه (21 ارديبهشت 1380) در پاريس نيز منعكس است. در ميان مردم منطقه اين چنين شايع شده است كه آمريكا قول اعطاي كمك هاي چند صد ميليون دلاري به دو طرف را داده است.

2.         خطوط اصلي توافق را گرچه در جايي نمي توان يافت، اما از قول ديپلمات ها اين چنين نقل شده است كه دو طرف به توافق بر اين موضوع نزديك شده اند كه ناگورنو قره باغ بصورت خودمختار و با اختيارات ويژه در داخل چارچوب كشور جمهوري آذربايجان باقي بماند. همچنين نيروهاي ارمني از كليه نقاط اشغالي آذربايجان بيرون روند ولي كريدور لاچين همچنان براي رفت و آمد مابين قره باغ و ارمنستان باز و در اختيار ارامنه خواهد بود. در عوض آذربايجان مي تواند از كريدوري براي رسيدن به نخجوان استفاده نمايد. اين كريدور مي تواند بصورت يك باند با عرض 2 كيلومتر مابين آذربايجان و نخجوان در كناره مرز ارمنستان و ايران باشد و يا به نوع هوايي مانند عبور يك راه زميني و خط آهن از روي يك پل و همچنين خطوط انتقال نفت، گاز و الكتريسيته در كناره آن باشد. 

3.         گرچه در مقاطعي مابين مذاكرات صلح و ميانجيگري، حيدر عليف خطابه هاي آتشين خوانده و صحبت از آزاد سازي سرزمين مادري توسط نيروي نظامي را ميدهد، اما اين نكته محرز است كه آذربايجان از لحاظ نظامي به توانايي ارمنستان نيست. ضمن آنكه وضعيت حكومتي در آذربايجان نيز نشان ميدهد كه مقامات آذري و در راس آنها حيدر عليف بيشتر بدنبال كسب منافع آني از جمله كسب درصدي از قراردادهاي نفتي، خريد منزل در اروپا و واگذاري پست ها به اطرافيان خود هستند. از وضعيت جامعه آذربايجان، بسيج نيرو و تلاش براي بازپس گيري سرزمين هاي از دست رفته بچشم نمي خورد.

4.         شايد مهمترين مشكل براي هر دو رئيس جمهور آن باشد كه چگونه مصالحه احتمالي را براي مردم توجيه نمايند. بخشي از هر دو ملت مستقيما از بابت جنگ لطمه ديده و بي خانمان گشته اند و از طرف ديگر همه مردم دو كشور بهرحال از توسعه اقتصادي و ثبات سياسي در طول 13 سال گذشته بازمانده اند.  از طرف ديگر عليرغم اشتياق دو حكومت براي رسيدن به ثبات و برون رفت از وضعيت فعلي، اما در مورد مردم و افكار عمومي كاري انجام نشده است. در طول 13 سال گذشته همواره رسانه هاي عمومي و مسئولان دو كشور بر نفرت از طرف ديگر تاكيد نموده اند و اكنون براحتي نمي توان همه گذشته را فراموش نمود. اين نكته وقتي اهميت خود را مي يابد كه هركدام از دو طرف بخواهند كه وضعيت آينده قره باغ را پس از مصالحه به رفراندوم و يا مراجعه به آراي عمومي بگذارند. همچنين هرگونه تغيير در وضعيت حقوقي-سياسي قره باغ نياز به تغيير در قانون اساسي دو كشور و بخصوص آذربايجان دارد. 

5.         اميد اصلي مسئولان آذري و بخصوص حيدر عليف در طول 13 سال گذشته آن بوده است كه با عقد قراردادهاي كلان با شركت هاي معظم نفتي، بتوانند علاوه بر دست يافتن به منابع مالي از لابي آنان نيز در مجامع بين المللي استفاده نمايند. همچنين عليف اميدوار است كه آمريكا، اسرائيل و تركيه بتوانند او را از مخصمه قره باغ نجات دهند. غافل از آنكه با وجود تجاوز ارمنستان به آذربايجان بعلت لابي مقتدر ارامنه در كشورهاي غربي، اين آذربايجان است كه از هرگونه كمك مالي آمريكا مطابق مصوبه كنگره منع شده است. بخش 907 از قانون پشتيباني از آزادي كه در سال 1992 (1371) در كنگره آمريكا به تصويب رسيده است، دولت آمريكا را از اعطاي هرگونه كمك به آذربايجان تا وقتي كه رئيس جمهور آمريكا مطمئن شود كه آذربايجان در صدد حمله به ارمنستان و قره باغ نيست، منع مينمايد. اين قانون همه ساله تمديد مي گردد. ارامنه براي به تصويب رساندن قطعنامه اي در پارلمانهاي كشورهاي غربي دال بر قتل عام خواندن كشتار 1915 ترك هاي عثماني تلاش مي نمايند كه در فرانسه تاكنون موفق بوده اند. از طرف ديگر تفاوت معناداري مابين حمايت نظامي روسيه از ارمنستان و حمايت غرب از آذربايجان وجود دارد. روسيه در ارمنستان و در كنار مرزهاي تركيه، ايران و آذربايجان داراي نيرو و پدافند است. درحاليكه عليرغم همه تبليغات آنچه كه در آذربايجان وجود دارد تنها ارتش تازه متولد شده اين كشور است. تمامي درخواستهاي مسئولان آذري از ناتو براي ايجاد پايگاه در آذربايجان بي پاسخ ماند. ولايت قليف، وزير خارجه آذربايجان در مصاحبه خود در 25 آوريل سال جاري (5 ارديبهشت 1380) مي گويد كه امكان اسقرار ناتو در آذربايجان بسادگي و در طي اين سالها ممكن نيست.

6.          در ارمنستان، هرگونه نرمش كوچك در ارتباط با قره باغ بعنوان خيانتي بزرگ مطرح مي شود. تر پتروسيان رئيس جمهور قبلي ارمنستان در تلاش براي حل موضوع قره باغ بود. او با كودتاي كوچاريان و سركيسيان از كار بركنار شد. ترور نخست وزير فقيد ارمنستان، سركيسيان پس از ملاقات با رابرت پلترو معاون سابق وزارت خارجه آمريكا نيز در همين ارتباط ارزيابي مي شود. كوچاريان در حقيقت براي آنكه از قافله عقب نمانده و كسي به او انگ فروختن قره باغ را نزند همواره سعي مي نمايد كه از همه تندتر در مورد قره باغ موضع بگيرد. پارلمان ارمنستان شرايط صلح در مورد قره باغ را در 28 آوريل (8 ارديبهشت 1380) انضمام كامل قره باغ به ارمنستان و يا شناسايي كامل بين المللي از استقلال اين كشور! دانسته و در هر مذاكره اي خواهان حضور مستقيم مقامات دولت قره باغ گرديده است. روز بعد كوچاريان با تقدير از پارلمان ارمنستان خود را متعهد به انجام خواسته پارلمان دانست. در چنين فضايي ناگهان اسكانيان وزير امور خارجه ارمنستان  در مصاحبه خود با تلويزيون ارمنستان، اراضي آذري تحت تصرف نيروهاي ارمني را "نقاط اشغالي" خوانده و باعث گشت تا مخالفان دولت خواهان استعفاي او گردند. او بعدا اظهار داشت كه كه اشتباه لفظي باعث اين فاجعه گشته است، اما مخالفان ميگويند كه مطمئن هستند كه كوچاريان و دولت او به مصالحه اي كه تاكنون اعلام نگشته است، تن داده اند.

7.         مذاكره كننده روسي گريبكوف در مصاحبه اي اظهار داشته است كه ممكن است كه ملاقات بعدي از نيمه ژوئن (25 خرداد 1380) به ماه اوت (مرداد) و يا ديرتر به تعويق افتد. دليل آن را او عدم تمهيد مناسب براي ملاقات ماه ژوئن ذكر كرده و گفته است كه ما بايد واقع گرا باشيم ، چون اين ملاقات نياز به برنامه ريزي دارد.

8.         دعوت از ايران براي مشاركت در ميانجي گري گروه مينسك مي بايد از طرف ايران جدي گرفته شود. اين مناطق بصورت تاريخي در اختيار مردم ايران بوده و هنوز هم مهمترين منافع را در اين مناطق ايران داراست. در عين حال اين دعوت و بخصوص تاكيد آمريكايي ها بر نقش ايران اين احتمال را تقويت مي نمايد كه در حل مناقشه قره باغ، آنان بصورتي در برخورد با منافع ايران هستند. اين برخورد احتمالا همان پيشنهاد دالان آذربايجان-نخجوان است. كاوانا، ميانجيگر آمريكايي در مصاحبه اي در چهارم مه (14 ارديبهشت 1380) در لندن اظهار داشته است كه "گروه مينسك در تماس با ايران است تا دولت تهران را توجيه نمايد كه روند صلح قره باغ بصورتي نيست كه بخواهد منافع ايران را خدشه دار بنمايد." ايران همچنين روابط نسبتا مناسب و دامنه داري را با حكومت خودخوانده قره باغ و مسئولان سياسي و نظامي اين منطقه دارد. از اين فرصت مي توان استفاده نمود و در جهت حفظ و پيشبرد منافع ملي ايران در منطقه فعال شد. 

9.         نكته ديگر آنكه حيدر عليف اهل نخجوان است. او مايل است كه تسلط نخجواني ها بر امور آذربايجان را هميشگي نمايد. به همين دليل بازي جايگزيني فرزند خود الهام را نيز در ذهن دارد. رابرت كوچاريان اهل قره باغ است و او نيز مي داند كه بخاطر قره باغ است كه اكنون رئيس جمهور ارمنستان شده است. آيا دو كشور آذربايجان و ارمنستان گروگان دو منطقه كوچكتر نخجوان و قره باغ نيستند؟  

10.  نقش انرژي هاي موجود در درياي خزر و نفوذ آمريكا در منطقه قفقاز ممكن است در موقعيتي اين چنين طلب كند كه اين منطقه ثبات و آرامش را در آينده نزديك ببيند. در اين صورت، اقناع روسيه براي آمريكا چندان مشكل نخواهد بود و احتمالا بازي بزرگ خطوط انتقال انرژي كه يكي از نشانه هاي آن حضور همه جانبه شركت هاي بزرگ نفت و گاز در درياي خزر و ديگري تبديل تركيه به بازار عمده مصرف و تقسيم گاز و نفت است، بطلبد كه مسئله قره باغ پايان پذيرد. در اين صورت بر فرض همكاري آمريكا، روسيه و فرانسه در حل مناقشه، ايران نيز بايد يكي از سناريوهاي محتمل را وقوع همكاري مابين قدرت هاي بزرگ در منطقه بداند و از اكنون به فكر حفظ و پيشبرد منافع خود در قفقاز جنوبي باشد. و چه فرصتي از اين بالاتر كه آنان خود ايران را به دخالت در اين بازي دعوت نموده اند.

 

  

 



[1] OSCE

[2] Co-chairman

[3] Key West

[4] Genoa

[5] Common State

[6] Territorial Swap

[7] Paul Goble

[8] Transport Corridor among Europe, Caucasus, and Asia (TRACECA)

[9] Interstate Oil and Gas Transport to Europe (INOGATE)

[10] TACIS

[11] Council of Europe

[12] Partnership and Cooperation Agreement (PCA)

[13] Philipe du Suremain

[14] Partnership for Peace (PfP)

[15] Carey Cavanaugh

[16] Collective Security Agreement (CSA)

[17]Anatoly Kornukov

[18] Serge Sarkisian

[19]Vladimir Kazmirov

[20] Nikolai Gribkov

[21]Vladimir Rushaylo