International Institute For Caspian Studies           

 

 

 

گزارشي در مورد جمهوري آذربايجان

به بهانه سفر حيدر عليف به تهران كه يكسال است كه مرتب آن را به تعويق مي اندازد

 

مقدمه
 جمهوري آذربايجان با مشخصات زير يكي از همسايگان درياي خزر، ايران، روسيه، ارمنستان و گرجستان است.

 جمعيت :   9/7 ميليون نفر

 نرخ رشد جمعيت: 95/0 درصد

 نيروي كار:744/3 ميليون نفر

 نرخ بيكاري: 1/1 درصد

 توليد ناخالص داخلي: 4363 ميليون دلار

 درآمد سرانه:520 دلار

 نرخ رشد توليد ناخالص داخلي: 4/7 درصد(1999)، 5/8(2000)، 8(2001)

 توليد نفت وگاز: 25 ميليون تن معادل نفت

 طول خط آهن: 2117 كيلومتر

 تعداد تخت بيمارستانها به ازاي هر 10000 نفر: 2/90 تخت

 تعداد پزشك به ازاي هر 10000 نفر: 9/35 نفر

 نرخ باسوادي در ميان افراد بالغ: 3/97 درصد

    نرخ تورم: 99 درصد

 واردات: 1077 ميليون دلار

 صادرات: 606 ميليون دلار

 كسري تجارت خارجي: 471 ميليون دلار

 بدهي خارجي: 665 ميليون دلار 

        - وضعيت اجتماعي

آذربايجان يكي از كشورهايي است كه از لحاظ فساد ورشوه در دنيا بي نظير است. مطابق گزارش بانك آلمان در در ميان 100 كشوري كه از لحاظ فساد رتبه بندي شده اند، آذربايجان چهارمين كشور از لحاظ بالاترين رواج فساد در سراسر جهان شناخته شده است. اقشار اجتماعي از نابرابري هاي متعدد رنج مي برند. لزگيها و تالشيها در حقيقت اقشار درجه دوم محسوب مي شوند.

 

-وضعيت نفت و گاز

ذخائر شناخته شده نفت جمهوري آذربايجان 7 ميليارد بشكه است. توليد نفت در سال 98، 230 هزار بشكه در روز بوده است. از لحاظ دو ضريب اساسي يعني نرخ توليد به مصرف و نرخ ذخائر به توليد، آذربايجان به ترتيب داراي اعداد 92/1 و 7/87 است.

ذخائر گاز آذربايجان، 85/0 تريليون متر مكعب و توليد اين كشور در سال 98، 2/5 ميليارد متر مكعب بوده است. دو ضريب مزبور بترتيب براي گاز آذربايجان، 1 و 5/163 است.

سه خط لوله مهم در مرود منابع نفت و گاز آذربايجان مطرح است خط لوله باكو-نوروسيسك كه از ابتداي سال 1998، انتقال نفت خام اوليه از درياي خزر را عهده دار بوده است. اين خط 100 هزار بشگه در روز ظرفيت داشته و بلحاظ تحولات چچن مدتي بسته شده بود. اكنون دولت روسيه در حال اخداث خط لوله ديگري است كه بجاي انتقال نفت از مسير چچن، از مسير مخاچ قلعه نفت آذربايجان به نوروسيسك برسد. در طرح توسعه اين خط لوله قرار است كه نهايتا تا300 هزار بشگه نفت از اين خط ارسال گردد.  خط لوله ديگر باكو-سوپسا است كه اكنون 110 هزار بشگه نفت انتقال مي دهد و در نهايت تا 600 هزار بشگه نيز خواهد رسيد. اما طرح بزرگ آمريكا براي منطقه خط لوله باكو-تفليس-جيهان است كه در صورت ساخته شدن تا يك ميليون بشگه نفت در روز را به سواحل مديترانه انتقال خواهد داد. با وجود منابع فراوان گاز در حوزه شاه دنيز خط لوله بستر درياي خزر كه قرار بود گاز تركمنستان را به باكو رسانده و از آنجا در كنار خط نفت به جيهان برساند، در هاله اي از ابهام قرار دارد. دو كشور عليرغم تلاشهاي آمريكا اكنون بعنوان رقيب در بازار گاز مطرح شده اند. آذربايجان بدنبال آنست كه از ابتداي صدور گاز از خط لوله باكو-جيهان، نيمي از ظرفيت اين خط براي انتقال گاز آذربايجان باشد. يعني  در ابتدا كه ظرفيت خط 16 ميليارد متر مكعب در سال براي گاز است، حداقل 8 ميليارد متر مكعب از گاز آذربايجان صادر شود. و در نهايت كه ظرفيت به 30 مي رسد، 15 ميليارد مترمكعب در سال مربوط به آذربايجان باشد. تركمنستان بشدت با اينموضوع مخالف است و اكنون روند اجرايي خط لوله ترانس كاسپين متوقف گرديده است. خط لوله گاز 1700 كيلومتري باكو-جيهان، 5/2 ميليارد دلار هزينه ساخت خواهد داشت. براي صدور 15 ميليارد متر مكعب از گاز آذربايجان چنين هزينه أي بايد پرداخت شود، درحاليكه روسيه  ايران با كمترين هزينه همين گاز را از تركمنستان خريداري مي نمايند. نكته ديگر آنست كه گرجستان مسئوليت مالي هرگونه حمله به خط لوله باكو-جيهان را در مسير گرجستان نمي پذيرد و اين يكي ديگر از موانع احداث خط گاز  باكو-جيهان است. اما در مورد خط نفت باكو-تفليس-جيهان بنظر مي رسد با فشار آمريكا، اجراي طرح بزودي آغاز خواهد شد. در بخش گاز شركت بي پي آموكو بدنبال احداث خط لوله مستقلي است كه از باكو به تركيه كشيده خواهد شد و 3/1 ميليارد دلار هزينه داشته و رقيبي براي خط لوله گاز ترانس كاسپين و تركمنستان خواهد بود.

  

-وضعيت سياسي

 الف: سياست داخلي

    پيش بيني هاي كشورها و شركت هاي غربي براي آينده جمهوري آذربايجان بر اساس خوشبيني افراطي صورت گرفته است. آنان بر اين باورند كه شكاف هاي اجتماعي، قومي و مذهبي در آذربايجان در آينده كاهش يافته و اين كشور بصورت باثباتي اداره خواهد شد و به همين جهت تمامي كشورهاي همسو با آمريكا براي حضور در آذربايجان صف كشيده اند. البته اين اشتياق بخاطر نفت و گاز اين كشور و شرايط سهل و تقريبا استعماري است كه آنان مي توانند در مورد آذربايجان اعمال نمايند. اما از طرف ديگر، پس از يك دهه استقلال چيزي جز جنگ، ركود، تورم و اختلافات عميق در صحنه سياسي آذربايجان براي مردم ارمغان ديگري نداشته است. از منابع سرشار نفت و گاز در اين جمهوري نصيب مردم كوچه و بازار تنها چند "اگر" بوده است. "اگر" خط لوله ساخته شود چنين و چنان مي شود و "اگر" شركت نفتي فلان به جمهوري بيايد، ممكن است كه تحريم آمريكا عليه جمهوري آذربايجان كاهش يابد. اما در صحنه روزمره زندگي مردم، نشانه هايي از پيشرفت و يا افزايش اميد به زندگي وجود ندارد. يك چهارم كشور در اشغال نيروهاي ارمني است و جنگ قدرت در باكو امكان فكر كردن به چنين فاجعه اي را نمي دهد. به همين دليل، عليف با استفاده از شگردهاي فراگرفته در دوران مسئوليت خود به عنوان دبير حزب كمونيست و رئيس كا گ ب در منطقه سعي در خلق موضوعات جديد براي منحرف كردن اذهان از واقعيات دارد. نگاه به جنوب و اتحاد دو آذربايجان و يا كمك هاي ايران با ارمنستان دقيقا از طرف دفتر رئيس جمهور آذربايجان در رسانه ها، راديو و تلويزيون و محافل باكو مطرح مي شود.  

   بي ثباتي در جمهوري آذربايجان، بديهي است. مشكل بيماري عليف و سن بالاي او و اصرار وي به ادامه فعاليت تا سال 2003، علاقه وي به جايگزيني يكي از پسران خود، وجود رهبران احزاب در اين جمهوري كه عميقا فاسد و وابسته به قدرتهاي خارجي هستند، خانواده محوري بجاي شايسته سالاري در سطوح حكومتي، وابستگي شديد به صدور نفت و استفاده از پول آن در سطوح فردي، خانوادگي و محلي، فقر شديد در شهرهاي كوچك و روستاها از جمله عواملي است كه آينده آذربايجان را با بي ثباتي قرين مي سازد.

ب: سياست خارجي

   آمريكا عليرغم انتفاع بي حد و حصر از حكومت حيدر عليف در زمينه هاي سياسي و اقتصادي، مدتي است كه در مورد آينده سياسي آذربايجان دچار معضل گرديده است و به همين دليل در ماه هاي اخير دو بار وزارت خارجه آمريكا به حكومت عليف براي عادلانه و آزاد بودن انتخابات پارلماني هشدار داده است. همچنين در روز پنجشنبه 5 خرداد در كنگره آمريكا جلسه اي با شركت رهبران 4 حزب بزرگ مخالف يعني جبهه خلق، حزب مساوات، حزب دمكرات و حزب استقلال ملي تشكيل گرديد.

 روابط با انگلستان بنظر مي رسد درعين حال كه خالي از هياهو است اما بخوبي پيش مي رود. مجموعا شركت هاي انگليسي، قرادادهايي در زمينه نفت و گاز آذربايجان به ارزش 13 ميليارد دلار امضا كرده اند.

 

-وضعيت اقتصادي

وضعيت اقتصادي در سالهاي پس از استقلال همواره با كاهش در شاخص هاي اساسي روبرو بوده است. اما حدس زده مي شود كه در سال 2000 در نرخ رشد اقتصادي كمي بهبود صورت گيرد.  اين در صورتي است كه قيمت هاي نفت همچنان بالا باقي مانده و اقتصاد روسيه مجددا به حالت ركود قبلي بازنگردد. در مجموع در سالهاي اخير ده ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي صورت گرفته و از وابستگي تجاري آذربايجان به روسيه كه در اوائل استقلال 85 درصد اقتصاد را در بر مي گرفت اكنون به 30 درصد رسيده است. در عوض تجارت با كشورهاي ديگر بخصوص ايران و تركيه رشد چشمگيري داشته است. رشد اقتصادي در سال 99 نسبت به سال قبل 4/7% افزايش داشته  كه بيشترين مقدار در بخش خدمات و سپس كشاورزي بوده و صنعت تقريبا همچنان راكد باقي مانده است. شاخص رشد اقتصادي حدس زده مي شود كه در سال 2000، 5/8 درصد و در سال 2001، 8 درصد نسبت به سالهاي قبل افزايش نشان دهد. اقتصاد آذربايجان برخلاف ديگر اقتصادهاي كشورهاي مشتقل مشترك المنافع از حالت دولتي به بخش خصوصي تمايل داشته است. اما بانك جهاني و صندوق بين المللي پول وام هايي كه قرار است به آذربايجان بدهند، بلحاظ عدم پي گيري خصوصي سازي به تعويق انداخته اند.

 

-پيشنهادها

-تمامي خطوط لوله اي كه در منطقه بر سر آنها بحث است، اولا بسيار هزينه بر و در ثاني از لحاظ زماني وقت گير است. خطوط لوله كوتاه، سريعتر و ارزانتر ساخته و به مرحله عملياتي مي رسد. مانند خط لوله گاز اوكارم-كردكوي يا خط لوله نفت نكا-ري و يا خط گاز ايران به ارمنستان كه قرار است تا سال آينده اجرا شود. عليف در حال حاضر از نظر زمان و مدتي كه در اختيار دارد، بيشتر از گذشته در تنگنا مي باشد و احتمال بسيار دارد كه در رقابت با ارمنستان با مسير خط لوله باكو-آستارا-تبريز-تركيه موافقت نمايد.

-مشكل اساسي در صنعت نفت و گاز منطقه عدم وجود منابع مالي در منطقه و وجود آنها در كشورهاي غربي است. ايران مي تواند مسئوليت منابع مالي چنين پروژه هايي را به عهده گرفته و از كشورهاي آسيايي مانند مالزي، كره و چين كمك بگيرد.

-با توجه به انتخابات پارلماني در ماه آبان و وضعيت ناروشن عليف در آينده نزديك، جمهوري اسلامي بنظر مي رسد كه بايد گزينه خود را در ميان افراد و جريان هاي مطرح برگزيند. اگر مايل است كه با حاكميت فعلي آذربايجان كار كند، مي تواند امتيازاتي از عليف در جهت دور كردن اسرائيل از مرزهاي ايران بگيرد. اگر مايل است كه از گزينه هاي ديگر بهره ببرد، زمان براي انتخاب تنگ است. در تحولي ديگر، تركمنستان به سوي روسيه و ايران بازگشته است. ارمنستان با امتيازاتي كه باكو به كشورهاي غربي داد و با فشارهاي باكو حاضر به مصالحه در باب قره باغ نگرديد و در عين حال رفتار مقامات ارمني حاكي از هماهنگي كامل با مسكو و تهران دارد. حتي ارامنه بصورتي به باكو فهمانده اند كه اگر ايران بدانها پيشنهاد مصالحه دهد، حاضرند كه آن را بپذيرند. در اين وضعيت، بنظر مي رسد كه عليف مواضع قابل انعطافي در تهران بگيرد.

-عليف مي انديشد كه چشم اسفنديار ايران، استانهاي آذري نشين آن است و مي تواند با بازي كردن چنين كارتي از ايران امتياز بگيرد. يكبار براي هميشه موضع مردم غيور آذربايجان بصورت صريح و همراه با انعكاس در رسانه ها بايد به عليف منتقل شود كه اگر قرار است بخشي از آذربايجان به بخش ديگري الحاق گردد، بخش كوچكتر و با جمعيت كمتر كه تاريخ نشان مي دهد در گذشته از مادر وطن جدا شده است بايد بازگردد. اين موضع مي تواند به نقل ازمردم آذربايجان باشد.

-علائمي دال بر آمادگي آذربايجان براي مصالحه دوجانبه با ايران بعنوان دو همسايه در مورد خط مرزي در درياي خزر به چشم مي خورد. برخي از شركت هاي نفتي از خط جديدي كه مورد قبول جمهوري آذربايجان بوده و مقامات آذري به شركت هاي نفتي گفته اندكه از اين خط جلوتر نروند، سخن مي گويند. اين خط كه بر اساس خطوط متساوي الفاصله روبرو از سواحل دو كشور كشيده شده و به خط ميانه مشهور است، سهم ايران از آبهاي خزر را به حدود 16 درصد مي رساند. پيشنهاد مي شود علاوه بر حفظ موضع پيشين و رايزني با روسيه، به نظرات آذربايجان در زمينه خزر بعنوان دو كشور همسايه گوش داده شود.

-گرچه باكو هر از چند گاه يكبار به حضور نظامي آمريكا در خزر خوشامد مي گويد، اما عليف مي داند كه ايجاد پايگاه نظامي بلحاظ كار كارشناسي نظامي در ميان سه كشور تهديد يعني روسيه، ايران و ارمنستان غير ممكن است.

-آذربايجان پس از روي كار آمدن پوتين در روسيه احساس خطر بيشتري از اين كشور مي نمايد. پوتين به كشورهاي آسياي مركزي در زمان رياست جمهوري و به ارمنستان در زمان نخست وزيري سفر كرده است. موقعيت مناسبي براي نوعي از هماهنگي با باكو براي تهران فراهم شده است